ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

اولین جغجغه بازی سارینا

امروز 91.11.29 وقتی شازده خانوم شیرش خورد شروع کرد به بازی که دلم میخواست قورتش بدم و خلاص منم بطور اتفاقی اومدم اولین جغجغه ای که خاله فرزانه از تهران  براش اورد دادم دستش تا بازی کنه ولی اولش یکم براش عجیب بود ولی بعدش کیف کردو تکونش میدادو کلی هم میخندیدو 1هفتس که دیگه هر ادا شکلکی که برات درمیاریم تو سریع میخندی و وقتی دعوات میکنم یا کمی صدام بلند میکنم یا اول لبهات آویزان میکنی یا وقتی درحال گریه ای گریه ات رو بیشترمیکنی.الهی الهی مامان دور جوجه مرغش بگرده وروجک مامان ...
30 بهمن 1391

بدون عنوان

سلام عشق مامان عزیزکم یه خبر خوب از وقتی که بدنیا آمدی برای اینکه راحتتر بتونم بهت شیربدم و کارات بکنم من و تو و بابایی 3نفری روی زمین میخوابیدیم ولی از دیروز یعنی 91.11.28 ساعت 7صبح بردم تا روی تختت بخوابی و من و بابایی هم رفتیم روی تخت خودمان آخه از شب پنجشنبه حسابی کمر درد شدیدی گرفتم که نگو تا اینکه از درد جمعه شب تا صبح بیدار بودم فکر کنم مال روی زمین خوابیدن باشه بدنم خشک شده ولی الان 2روزیه که روی تخت میخوابم کمرم بهترشده ...
30 بهمن 1391

تولدبابایی

دخمل گلی راستی 91.12.1یعنی روز 3شنبه تولد باباییه و از اونجاییم که باباییت عاشق ماساز میخوام کادوی تولدش بفرستمش 1ساعتی ماساز کل بدن تا کمی بکیفه و دست از سر کچل مامانت شاید برداره آخه یه جایی هست اسمش ماساز درمانیه اونجا یه خانوم و آقایی هست که ماسازت میدن من رفتم اینقدر سبک میشی و راحت که نگو ولی میترسم بابایی معتاد اونجا بشه و هروز بره اونجا ماساز ولی اشکال نداره دست از سر من بدبخت برداره فقط اگه منم که شبانه روز بره ...
30 بهمن 1391

خرید اولین النگو برای دخملی 91.11.25

سلام مامانی خوبی گلم امروز ٢٥.١١.٩١ و و امروز روز ولنتاین و همچنین من و باباهادی در سال ٨٧.١١.٢٥ باهم دوست شدیم که اولین روز آشناییمون بود.امروز من و عزیزجون و خاله فریده رفتیم طلافروشی تا برات النگو بخرم ما ٢میخواستیم ولی ١بیشترنداشت و قرارشد فردا ١دیگش بیاره ١از النگوهارو به عنوان کادوی ولنتاین به عسل دل مامان هدیه میدیم منظورم من و باباهادی و ١دیگش پیشاپیش عیدی سال ٩٢ بهت هدیه میدیم .هر١ از النگوهارو به قیمت ٧٣٥٠٠٠هزارتومان خریدم و طلا گرمی ١٤٣٠٠٠بود ان شالله ازش خوشت بیاد و مبارکت باشه دخملیی.ولنتاینتم مبارک .اینم عکس النگوت ...
28 بهمن 1391

بدون عنوان

اینم آخریش.ولی یه چیزی بگم بین خودمون باشه معلوم نیست این لباس برای تو کوچیک یا تو برای این لباس بزرگی ؟تو علت نمی دونی؟ای بی ادب یعنی مامانت کور بوده ندیدنه این لباس کوچیک و بدرد تو نمیخوره  حالا که این حرف زدی پس بزار اعتراف کنم دیروز بزور اومدم لباسرو تنت کنم که کله کوچیکت توی یقه اش گیر کرد خداخدا کردم دربیاد ولی نه سر تو درمیومد نه لباسه مونده بودم چیکارتون کنم یاباید سرتورو میکندم یا لباس پاره میکردم ولی بعد کمی فکر کردن فهمیدم که لباس کوچیک و سر تو هیچ تقصیری نداره و دوباره بعدکمی فکر کردن تصمیم گرفتم لباس رو بدم به بچه عمه طاهره که دختره و توی عید بدنیا میاد لباس یکم خط اتوش خراب شده ولی اشکال نداره واسه کسایی که از روی حسودی با...
25 بهمن 1391

خرید اولین قلک برای سارینا91.10.22

سلام پیشی پیشی جوجویی مامان عزیزم امروز رفتم بازار و برات یه قلک خریدم تا توش برات پول بندازم و وقتی زیاد شد در حسابی که برات در تاریخ 91.10.9 باز کردیم بگذاریم تا در آینه بتونی از آن استفاده من روزی 2000هزار تومن داخل آن میاندازم و پول یارانه ات راهم باز در آن میاندازم و پولی هم که در حسابت گذاشتیم سودش حدود 70هزارتومن میشوددر کل ماهی 200هزارتومن گیرت میادشیطونننننننن.اینم عکس قلکت.راستی اون گلدون کنار قلکت خاله فریده برای عیادت دربیمارستان آورده ...
25 بهمن 1391

91.11.24

سلام خوشمزه مامان اگه بدونی چقدرجلوی خودم میگیرم تا یه لقمه چپت نکنم بعضی وقتاهم که از حرص خوردنت دندونام بهم میسابم وبابای عاقلتم که میخاد بزنتت خدا بدادت برسه از دست بابا مامان دیونه ای که تو داری ٣ هفته ای که شروع کردی به صدا دراوردن آغو گفتن و ا گفتن صداهای نامعلوم ولی تازگیا هم که ی ٢روزی میشه توی گریه هات میگی آی آی آی قربون پیشی پیشی جوجویی خودم برم ...
24 بهمن 1391

بدون عنوان

سلام جوجه گلی مامان امروز٢٣.١١.٩١ ساعت١٤و٣٧دقیقه است و تو وبابایی لالاکردیدازوقتی بدنیا اومدی قرار شدکمی که بزرگترشدی موهای سرت باماشین اصلاح بزنیم تا موهات بیشتر بشه ولی من اصلا دوست ندارم ولی قرارشد بعد عید سال٩٢موهات بزنیم که حداقل برای عکس انداختن توی عید سرت کچل نباشه ولی اردیبهشت تو 6ماهت میشه و من میخوام ببرم عکاسی و ازت عکس بگیرم آخه باسرکچلم مگه میشه عکس انداخت خدااااا ولی یه عکسی هست احساس میکنم اگه موهات بزنم قیافت شبیه این میشه ...
23 بهمن 1391

دکتر کپی ودکتر لپی

سلام عشق مامان باید یه خبری بهت بدم یه نفری که توهم میشناسیش بهت میگه دکتر کپی منم ازت دفاع کردم گفتم اگه بچه من دکتر کپی بچه توهم دکتر لپی .البته الان خودش نی نی نداره ولی تا سال دیگه نی نی گیرش میاد اینم عکس نی نیش که قراره سال دیگه گیرش بیاد اگه بیادببینه چه عکسی براش گذاشتیم کله جفتمون میکنه البته بره خداروشکرکنه که عکس بچش خوشگل انتخاب کردم.بزارببینیم عکس بچش که ببینه بازم بهت میگه دکتر کپی یا نه اگه گفت یه عکس زشت میزارم که پشیمون شه اصلا نی نی بیاره هاهاهاها ...
22 بهمن 1391